تعادل بودجه و سعادت

آنی عزیز: من همسر پسر ازدواج کردم حدود چهار سال پیش. این یک مقصد عروسی در یک محل گرمسیری. همسر من بسیار به او نزدیک خواهر بنابراین هیچ سوال که ما شرکت کنند. هیچ هزینه در امان ماند. ما اضافه شده یک هفته به ما تعطیلات خانواده. همه ما فرزندان سفر را با ما و ما بزرگتر از خانواده متوسط. ما تحت فشار قرار دادند محدودیت در بودجه ما, اما ما تا به حال سرگرم کننده است.

مالش: ازدواج سه ماه به طول انجامید!

در حال حاضر همان برادرزاده مشغول است و دیگری پر زرق و برق برنامه ریزی شده است. من نمی خواهم به صدمه زدن به من و برادرزاده او یک پسر خوب. اما به نظر می رسد که همه را فراموش کرده است, آخرین تاخت و تاز کردن به سعادت wedded.

ما در حال حاضر بازنشسته شده و زندگی می کنند در یک کوچکتر درآمد. و من نمی بینم ما که قادر به تحمل هر چیزی شبیه به آن را دوباره. دو تا از بچه های خود ما ازدواج کرده بودند به تازگی در یک مقدار بیشتر از متوسط مد. کمک! — پیر بخیل

عزیز پیر بخیل: اولین گام برای بودن یک پیر بخیل است به تشخیص زمانی که شما اقدام مانند یک. این واقعیت است که شما امضا نامه خود را در این راه شما قرار می دهد در نیمه راه وجود دارد. که خانواده شما تا به حال سرگرم کننده در آخرین عروسی بی بها است. صرف وقت با کیفیت با خانواده پول ارزش صرف بدون در نظر گرفتن چگونه ازدواج اول کار می کرد. به عنوان خود را برای برادرزاده دوم عروسی شما می دانید که این مهم است که به همسر خود است. شما نیز می دانید چه یک تجربه فوق العاده آن را برای تمام خانواده خود را برای آخرین بار, بنابراین من می خواهم پیشنهاد رفتن به عروسی دوم. اما نمی ماند برای هفته تمام کنید و سعی کنید و کتاب های اولیه برای دریافت بهترین معاملات.

سعی کنید به مقایسه فرزندان خود مراسم ازدواج با برادرزاده خود را. هر کس به روش های مختلف از جشن هدیه ازدواج. مقایسه بزرگترین دزد از شادی.

آنی عزیز: زمانی که من ازدواج کرده بود آن ناراضی یکی. به جای مشاوره, من تا به حال در مجموع 14 مختلف امور در عرض چند سال. من کمک کردم از درمان برای رابطه جنسی و عشق معتادان است. فهمیدم که من اشتباه رفت.

در حال حاضر من آشنایی یک پسر است. روز دیگر هنگامی که ما در حال تماشای تلویزیون او گفت که “معتاد به رابطه جنسی” است که ساخته شده تا مدت است. من نمی گویم هر چیزی چون من هرگز به او گفت که بخشی از گذشته من است. من باید به او بگویید ؟ من فکر می کنم مردم به نگاه کردن من, بنابراین من گفت: هرگز کسی.

من می دانم که او به من نگاه متفاوت و احتمالا او شما فکر می کنم که من تقلب در او. تا کنون من را ساخته اند آن را صدا مانند من شده اند با تعداد زیادی از مردان است. من 55 توسط راه. عشق اعتیاد واقعی است و درمان هم به من کمک کند. باید من هنوز هم آن را مخفی نگه دارید? — بیش از حد اطلاعات?

عزیز بیش از حد اطلاعات: ما تنها به عنوان بیمار به عنوان اسرار ما. شما در بازیابی و دریافت درمان برای اعتیاد به خود. بگویید دوست پسر خود را در مورد گذشته خود را. اگر او واقعا یکی برای شما و سپس او را دوست دارم و قبول شما لکه و تمام. آسیب پذیری می تواند مسری است. در حال حاضر که رابطه شما باز می شود برای او آماده به فاش کردن برخی از اسکلت در گنجه خود را بیش از حد.

اگر شما هنوز هم در تماس با درمانگر خود را, شما ممکن است به نفع آوردن دوست پسر خود را به یک جلسه پس شما و درمانگر شما می توانید رنگ یک تصویر کامل از آنچه اتفاق افتاده است و چگونه شما تغییر کرده است. آسیب پذیری و صداقت ستون به سرانجام ساختمان خانه شما می خواهم به در صادقانه و با محبت ازدواج.

ارسال سوالات خود را به صورت آنی لین به [email protected]

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>