از روسیه و لهستان) با عشق: یک زن و شوهر را 30 سال عاشقانه با Snuffy را

برای همسر من و من Snuffy تا به حال تبدیل شدن به بیش از فقط یک برگر و فروشگاه مالت. ما به تصویب رسید و از آن به عنوان “محل ما” و در میان خدمت کارکنان و مدیران ما می خواهم تبدیل شدن به شناخته شده به عنوان “که زن و شوهر.”

من و همسرم ملاقات در Snuffy و برای سه دهه گذشته هر جمعه قبل از روز ولنتاین, ما را از مراجعه به جشن می گیرند.

این همه آغاز شده در فوریه 11, 1991—آفتابی صبح زمستان—راه رفتن در کلیولند که در خار از لحظه ای که تصمیم به بازدید روسیه ایجاد کرد دلی و صاحب آن یک اوکراین émigré نام Larik. همانطور که من وارد اغذیه فروشی (که دو سال بعد از آن را تبدیل به بخشی از Snuffy است) من تا به حال هیچ ایده که در سفر زندگی من برای همیشه تغییر و جایگاه خود را در چنین اهمیت در زندگی من برای 30 سال آینده.

فقط به عنوان Larik و من غوطه ور در یک گفتگو در مورد مرکزی اروپا سیاست چرخش درب باز و قد بلند با موهای تیره و زن راه می رفت. من نورد چشمان من در یک ژست مشتاق قدردانی از زیبایی و بسیار برای من تعجب Larik اقدام به معرفی ما: “پیتر این است تاتیانا. او روسی است و او در اینجا زندگی می کردند از سال 1989 است. تاتیانا این است که پیتر. او در لهستانی. او آمد به مینه سوتا در سال 1980. صحبت کردن با هر یک از دیگر.”

یک بار Larik شکست یخ مکالمه ما گشوده و هموار است. ما خودمان را پوشش موضوعات مختلف از روسیه در مقابل بلژیک باله و کار در دانشگاه را تا حدودی قابل پیش بینی تر افراد مانند لهستان و روسیه روابط و به همان اندازه قابل پیش بینی که چگونه مهاجران جدید مقابله با مینه سوتا آب و هوا.

ناگهان جهان ایستاده بود و هنوز هم این احساس وجود دارد هیچ کس دیگری در جهان است اما فقط دو نفر از ما… به طوری که پس از یک ساعت از این Larik پیشنهاد ما نشستن و در خدمت ما ساندویچ با چای. پس از دومین ساعت از مکالمه تاتیانا و من رد و بدل شماره تلفن.

بقیه ضرب المثلی تاریخ است.

زمانی که روسیه ایجاد کرد تعطیل در پایان سال 1993 Snuffy را به گسترش سابق دلی فضایی است که به معنای “میز ما” ذخیره شد و ما می تواند نگه داشتن به آینده را. هر جمعه قبل از ولنتاین ما بازگشت به Snuffy را به جشن بعد از جلسه ما—به جای مشخصه تعطیلات خود را با حلقه های پیاز BLTs سیب زمینی سرخ کرده, و بیشتر. در واقع ما انجام داده اند پس از 28 سال در حال حاضر!

The couple pictured on their last Valentine's visit to Snuffy's, not yet knowing it would be so. (February, 2019)

این زن و شوهر در تصویر خود را در آخرین روز ولنتاین مراجعه به Snuffy است, نشده است, دانستن آن خواهد بود. (فوریه 2019) پیتر Przytula

در یکی از مناسبت چند سال پیش یک جوان Snuffy سرور صحبت کردیم به ما و پس از یادگیری است که ما تا به حال شده است از آمدن به Snuffy را (که در آن نقطه) به مدت 25 سال او فریاد: “خدای من این دیگر از من تمام عمر به خاطر من 19!”

وجود دارد اما یک راز مربوط به روسیه ایجاد کرد/Snuffy که من هرگز مشترک با همسرم… تا حدود شش سال پیش.

زمانی که روسیه ایجاد کرد دلی از کسب و کار رفت من به این نتیجه رسیدند جایی در زندگی ما بسیار مهم است که من نیاز به فروشگاه را نشانه ای برای ما است. در آن زمان من را به عنوان نشانه به آنچه که دقیقا ما را با آن انجام دهید (از قرار دادن آن در اتاق نشیمن بود و نه حتی از راه دور امکان) اما هیچ کدام از آن اهمیت. به عنوان یک عاشقانه, لهستانی, مرد, من تا به حال به آن را دارند. من تا به حال به آن را دریافت کنید برای ما. من تا به حال به صرفه جویی در حافظه ما معجزه آسا روبرو می شوند.

پس از آن فقط به عنوان من نمیفهمد چگونه برای رفتن در مورد این وظیفه دلهره آور نشانه ای ناپدید شد.

من خرد شد و نیازی به گفتن من به خودم نگه داشته من تلاش بیهوده برای به دست آوردن ثبت نام. اما در اطراف 2013, من ناخواسته ذکر شده چیزی به تاتیانا در مورد شکست برای به دست آوردن نشانه ای که در آن نقطه او فریاد: “من همچنین سعی کنید که نشانه پشت سر خود را.”

معلوم شد که تاتیانا فکر در امتداد خطوط همان من است اما او انتخاب شد به دنبال یک مقدار بیشتر uhm “مستقیم” رویکرد. به طور دقیق او ساخته شده یک تماس: او در تماس با یک دوست و خواست او را به ابزار و نردبان و دو اقدام به سعی کنید به باز کردن ثبت نام.

افسوس که پیچ آنقدر فرسوده است که آنها نمی خواهد تکان دادن.

مانند یک واقعی, روسی, عاشقانه, تاتیانا گفت: هرگز با من درباره تلاش های او برای به دست آوردن نشانه ای برای ما است.

در سال 1997 قادر به دریافت ما مربوطه محلی کشیش به ازدواج با ما در یک عام, مراسم, تاتیانا و من ازدواج کرده بودند در یک کلیسای ارتدوکس روسیه در پاریس در روز باستیل. این بدان معنی است که آن شب ما به تماشای دیدنی پاریس آتش بازی—که ما توافق کرده بودند هماهنگ در ما افتخار است. چه کس دیگری می گویند که ؟

دو سال پیش ما 20امین سالگرد عروسی ما رفت و برگشت به پاریس و بدیهی است که به سمت کلیسا که در آن ما ازدواج کردم و جایی که آنها در حفظ و ثبت دقیق ما مراسم عروسی. به محض دیدن ما برای اولین بار در 20 سال کشیش که تا به حال ازدواج ما اظهار داشت: با تعجب واقعی: “چطور شما هنوز هم با هم؟”

در طول 28 سال گذشته ما تا به حال سهم ما از یو پی اس فوق العاده و همچنین بسیار عمیق فراز اما ما ماند و دو مکان باقی مانده خاص برای ما: پاریس و … Snuffy است.

News that is too bad to be true, believed, or accepted.

خبری که بیش از حد بد است به طور واقعی باور یا پذیرفته شده است. پیتر Przytula

در ماه ژوئن گذشته من در سخنرانی در لهستان زمانی که من شنیده ام که Snuffy را می توان بسته شدن. سایت سایت پس از تایید این خبر غم انگیز. من بلافاصله Skyped من و همسرم هر دو از ما رشد دلتنگ و غمگین متوجه می شوند که هنگامی که ما رفت و به Snuffy تاریخ و زمان آخرین فوریه 10, کردیم, برای آخرین بار.

به عنوان در تلاش برای در تضاد با واقعیت بی رحمانه, تاتیانا و من رفت و برگشت به Snuffy را برای آخرین باردر جولای 14, 2019. در این زمان ما نیست جشن ما اولین نشست اما ما 22nd, سالگرد عروسی.

کریستینا یکی از دوستانه سرور استقبال ما با یک لبخند بزرگ. او نگران است که شاید ما را نمی شنوند در مورد قریب الوقوع بسته و می ترسید که ما ممکن است به Snuffy بعدی فوریه تنها برای پیدا کردن آن بسته است. جای تعجب نیست که او هم بسیار خوشحال و رها به دیدن ما یک بار دیگر.

مثل همیشه ما به پیاز حلقه ای, سیب زمینی سرخ کرده و ماهی در حالی که کریستینا در زمان سوغات عکس ها از ما. پس از آن همسر من, من یک Snuffy تی شرت و ما در زمان ما می گویند ما خداحافظی به Snuffy را به عنوان به خوبی به عنوان سرور است.

اما بهترین بود و در عین حال آمده است.

من می خواستم تاتیانا به یاد داشته باشید که آخرین دیدار در Snuffy نه با اندوه اما با شادی که قابل مقایسه با او تجربه اول ما روبرو می شوند. من خیلی خوب می دانستند که چه کار کنم چون فقط یک چیز از دست رفته بود در لهستانی-روسی اره منبت کاری اره مویی پازل به نام ازدواج ما: حلقه نامزدی.

به دلایل مختلف (موضوع داستان دیگر) در سال 1997 تاتیانا نمی توانید حلقه الماس از من وقتی که من ظهور سوال. او امیدوار بود به آن را دریافت کند اما نمی کند و او به آن اشاره کرد چند بار بعد از ما ازدواج کردم. در جولای 14, رویای او را در نهایت به حقیقت می پیوندند: من به او حلقه. او بسیار خوشحال بود که من به تماشای او نمایش خوبی رسیده حلقه.

امروز تاتیانا و من برای نگه داشتن انگشتان ما عبور کردند که هر چه جایگزین Snuffy را انتخاب کنید به نگه داشتن میز ما, حتی اگر آنها به استفاده از آن را برای تعمیر کفش. باید آنها را که آنها می توانند در دو بازدید کننده در هر اواسط فوریه برای دهه های آینده است. ما به خود ما مواد غذایی است.

Tatiana and Peter in the early '90s

تاتیانا و پیتر در اوایل ’90s پیتر Przytula

امروز تاتیانا و پیتر را به شرکت در یک مراسم ازدواج گروهی در ساختمان دولتی در مرکز شهر مینیاپولیس. این بار در ایالت مینه سوتا را تایید خود را 29-سال تعهد است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>