من به طور تصادفی به پایان رسید من رادیو کالج DJ حرفه ای با ‘زرد’ توسط Coldplay

شرم آور رگه هایی از آفتاب سوختگی از روز انفرادی پیاده روی برگزار می شود پوست در سراسر بینی من آموخت و یک کوله پشتی از رازهای من نشسته ، من absentmindedly پیمایش از طریق لیست پخش, تلاش برای مزه خستگی از سفر زمانی که یک گروه کر از تلویزیون سی ان ان پخش تکرار کلمات “همه گیر” از طریق ترسناک خالی ترمینال. من نمی دانم چگونه اما روشن بود در آن لحظه که همه چیز در مورد تغییر برای همیشه لطفا برای. (آن را آسان به می گویند که در حال حاضر است که آنها را.)

من به عنوان winced من شروع به حفاری را از طریق ایمیل است که انباشته شده بود در چند روز گذشته. موضوع خط بعد از خط موضوع شروع با no-frills “لغو” و یک ایمیل از رئیس من در رادیو K به من گفت شروع به آماده سازی سوئیچ را به طور کامل کنترل از راه دور رادیو و تلویزیون.

من صرف ساعت بیشتر انجام رادیو کالج از در ساختمان برای خود من مهم. من گرفته ام چرت زدن در پنجره اتاق قبل از کار طولانی شب. من گریه ام بیش از breakups در کپک زده وینیل گنجه. من در آنجا ماند تا سحر رقابت در توضیح سوپر سر و صدا وارنر مسابقات. من از دوستان مادام العمر و ملاقات من موسیقی قهرمانان در همان اتاق. من قرار داده تا مقدار وزن را در خود دانشگاهی که رادیو به من کمک کرد که در فکر ترک این ایستگاه قرار دادن یک توده در گلو من مدتها قبل از آن به ناچار اتفاق افتاده است. من می خواهم در حال حاضر شروع ترتیب ترکیبی از آهنگ های من در آخرین تغییر و تمرین من بسته شدن سخنرانی در آینه. من مطمئن هستم که من می خواهم گریه. پس از همه در فرد دی جی خاموش نامیده می شدند به طور نامحدود در طول ترم آخر من در آن زمان یک زن و شوهر روز به من رسید که من ممکن است در حال حاضر پخش من لحظات پایانی در هوا.

در سر من کامل آخر به صدها ساعت صرف بود قوز بیش از گرد و خاکی جواهر موارد خواندن CD بوش یادداشت شامل یک تعادل مبهم و دلتنگ اثبات این که من تا به حال انجام علت سعی و کوشش و به اوج موسیقی پیشرفته. این امر شامل داستان های زیر زمین را نشان می دهد و جعبه-حفر حدود اواخر شب دیسک و آشپزخانه رقص احزاب تمام بخش های مورد علاقه من در مورد جوانی من بوده است soundtracking هفتگی که در غرفه DJ. من پیش بینی اطلاعیه های من را که منجر به این روز بزرگ در این راه دوستان و خانواده را کنار بگذارند چند دقیقه به من کمک خداحافظی به این بخش محبوب من دانشگاهی سال است.

در بسیاری از راه های من برگزار شد که final DJ تغییر به عنوان یک نوع از خداحافظی به زندگی من تا به حال ساخته شده است در مدرسه بیش از چهار سال گذشته. همه وزن من تا به حال قرار بر این باید شود به یاد ماندنی به پایان رسید قفسه سینه مانند سندان که من متوجه شدم, من نمی خواهد این شانس را به تصویب برنامه های من است. به جای بزرگ farewell, my آخرین DJ تغییر کرده بود به احتمال زیاد به تصویب عادی صبح روز چهارشنبه. من احساس احمق بودن در این مورد ناراحت عینی جزئی یاس در مقیاس یک بحران جهانی است اما این یکی از تنها چیزهایی که من می تواند به بسته بندی کردن سر من در اطراف. من furrowed پیشانی من و حفر به حافظه من و ما, ایستگاه پخش archives جستجو برای هر خاطره من از unmemorable راه من لحظات پایانی در رادیو K کرده بود آشکار شد.

من نزدیک بود دیر به آخرین DJ تغییر است. تا آنجا که من عاشق بودن در هوا وجود دارد هفتگی تعهد است که آن را به کارهای عادی و روزمره در میان طبقات و من همیشه در حال ساخت لیست از مسئولیت. آن روز بعد از شنبه و مقدماتی بود و ذهن من پر هرج و مرج دولت پس از راه رفتن به ایستگاه در ساعت 11 صبح با یک پرس سرد (نور یخ بدون اتاق) من تصمیم گرفتم که در این روز برای پیدا کردن قدیمی Coldplay CD در پشت گنجه و بهار “زرد” در unsuspecting جایگزین شنوندگان رادیو. آن را احساس خوب است. من cackling توسط خودم در راحت CD-اندود دیوارها ارسال ویدئوها از من فریاد-آواز خواندن همراه به من Instagram داستان کاملا مطمئن است که من خواهد بود هفته آینده مانند همیشه آن را انجام دهد.

بازی Coldplay در همه بیش از حد سرد مقدس کالج رادیویی امواج رادیو و تلویزیون نیست دقیقا ممنوع, اما آن را یک نوع “سر و صدا شیشه ای به فشار دکمه” نوع ابزار تنها برای استفاده در زمان قبر خطر است. این روزنوشت subtweets و تحریک تماس های تلفنی ممکن است اما برای DJ وجود دارد بی سر و صدا نوع لذت در بازی چیزی است که هر کس از خود را در زمان حاضر فقط برای یک ثانیه. هیچ قاعده سخن گفته یا ناگفته است که می گوید: شما فقط می توانید انجام دهید این بار در سایت دی جی حرفه ای اما در ذهن من این است که چگونه آن را احساس می شود: یک نوع مقدس آیین من برای صرفه جویی در زمانی که من آن را مورد نیاز. در میان capstone پروژه با نمونه های اولیه برای ساخت و گزارش های آزمایشگاه به نوشتن احاطه شده توسط یک تنش سیاسی در چشم انداز من می دانستم که لحظه دقیق من نیاز به کشیدن ماشه.

البته من نمی دانم چه بلندی در هفته های آینده زمانی که من در حال چرخش در مدفوع کنار مانیتور giggling و آواز “نگاه کنید که چگونه آنها درخشش foooor شما” و من نمی کرده اند به زندگی می کنند که لحظه اگر من تا به حال.

من همیشه در خودم گره خورده است تا در مراسم خداحافظی در سرپرستی لیست پخش تأکید می رسد از فصل و احساساتی نوشته های مجله ضبط درس های آموخته شده. با کل جهان سوئیچینگ البته در چند روز هیچ یک از ما به mythologize در انتهای بسیاری از بخشهای زندگی ما است. که سخت بود برای من برای مقابله با تا زمانی که من شروع به یاد لحظات بود که خصوصی شوخی با خودم و حال خوش غوطه ور در 2000s alt-راک است که می تواند تنها زندگی می شود اگر آن را احساس مانند آنها عبور قاب در یک داستان با پایان دادن به دور از چشم.

این است که نمی خواهید به پایان با برخی از نشاط یک بوش در مورد زندگی هر روز مانند آن را آخرین دلیل برای من و چسبناک دلتنگی من کراوات برای هر بسته که احتمالا کمی دراماتیک. من می گویم هر چند که در انتهای گاهی اوقات می دانم که چگونه به نوشتن خود را بهتر از ما انجام می دهیم و من واقعا خوشحالم که یکی بود.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>