درسهایی از کابوی دیو و نه چندان منحصر به فرد مینه سوتا دوستی

من می خواهم وصل آدرس سمت راست به Waze که همسان با شماره در خانه — اما این فقط مشکل. من می خواهم انتظار می رود یک دفتر; در اینجا من با صدا غذا خوردن در وسط دوقلو شهرهای حومه.

من نشسته در من Prius هنوز از وضعیتی وخیم از آن سه بعد مسافت از L. A. یک هفته قبل و به تماشای صبح تابلو گشوده است. همسایگان نورد در خالی کردن سطل زباله و ذهن این مقاله; یک پیر مرد, مکیده در یک لوله از او تاشو-صندلی-قرار گرفتن در جلوی خانه. من به هر شماره من می تواند صرفه جویی از onboarding ایمیل: هیچ تاس. من تنها انتخاب شد و آن را به خطر است — دست کشیدن بر روی این تصادفی Minnesotan درب و امید به وزش نسیم تا در پایان یک گوشت بخت ازمایی.

هر چه جهنم است که بود.

من به عنوان عبور از جوشانده چمن, پیر مرد افزایش یافت. او ashed لوله در برابر تنها یک slip-on کفش کتانی. او عینک شلوار جین آبی و یک Charlie Brown تی شرت یک ریش بزی نازک و سفید به عنوان لوله-دود چسبیده به چانه اش. او به من نزدیک شد با اعتماد به نفس squinted من از زیر لبه فرسوده سیاه Stetson — و گیر کردن دست خود را برای یک لرزش.

“پلیس به من یک خانه سوار شب گذشته” او به من اطلاع داد ساده به هر چیزی.

من فکر کردم. این باید در محل.

من خواهد آمد به می دانم که این یاغی به جاست به عنوان کابوی و حومه پس زمینه به عنوان تنظیمات ایده آل برای یک گروه خانه. از آنجا که deinstitutionalization از اواخر قرن بیستم, گروه خانه مدل ارائه شده منسجم مسکن برای بسیاری از معلولان جامعه است. هنگامی که آنها به خانه برخی افراد رفتن به محل کار (به صورت staggeringly دستمزد کم) و یا برنامه های روز; کابوی با حضور دومی قبل از COVID توقیف درهای خود را.

زمانی که او در خانه است — بیشتر اوقات در حال حاضر — کابوی هدایت خانوادگی با سه نفر دیگر مشاوره ازدواج و مشاوره. بیش از شش ماه گذشته من و بعد فورا رفت واز به می دانم که او در خاص است. فقط برای نشان دادن قدرت ماندگار از اولین برداشت خوب.

آن را صمیمی ، من طبخ و خدمت به کابوی, مواد غذایی که بیشتر از نه او به من می گوید برای بازگشت به “یخچال” به سرد است. من سعی کنید او را به نوشیدن آب که از او نفرت دارد. من اداره دارو را همیشه پیشرو به جلوی خانه خود را لوله جلسات. قبل از جهانی همه گیر من chauffeured او را به و از کتابخانه های فروشگاه اسباب بازی و واجب مک دونالد از طریق درایو.

سفرهای ما فراهم شده من فرصت گشت و گذار در شهرها که در واقع به نظر می رسد به اندازه کافی بزرگ برای هر دوی ما.

“ما سعی می کنید به نگه دارید تا خود را کابوی تصویر” سرپرست من به من گفت که روز اول که من دیدم کابوی اتاق در خانه تور. او شوخی نیست: جانی کش و جان وین loomed پایین از قاب پوستر. کلاه تفنگ تپانچه و harmonicas جاسوس در اداره ها. یک پس سوار بر اسب در صحرا برس میرسد اتاق در یک مرز تصویر زمینه.

هنوز هم وجود دارد اجتناب ناپذیر anachronisms. در ازای یک دره عمیق و باریک, نمایش کابوی تماشای یک صفحه نمایش مسطح تلویزیون های تو در تو در دیوار. او را تعویض اسب-و-حشره دار برای کنترل از راه دور-کنترل-خودرو. و از اتحادیه های غربی axed آن تلگرام خدمات (در سال 2006!), او در گیر شده با این گوشی — که برای ساعت ها در پایان شب پس از شب او استفاده می کند به تماس با دیو.

مانند خیلی دیگر در چند ماه اول من این سوال. این بود که بچه ها خانه برخی از آنها برای سال; روال طولانی شده بود سمان. اما همانطور که جدید-کارمند بوی عینک من راحت تر است. من شروع به سوال بپرسید. که این نیروی مرموز در خط ؟

من فقط تا به حال شنیده کابوی طرف اسکریپت متشکل از قابل چرخش چند خط در falsetto: “سلام دیو… I love you, دیو… من دوست دارم با شما صحبت دیو… شما با بهترین دوستان است. من نمی دانم چرا…”. من یاد گرفتم که کابوی و دیو شد پیر مشاوره ازدواج و در گروه دیگر از خانه جایی در مینه سوتا را بسیار سرد گذشته است.

من یاد گرفتم که دیو هنوز هم زندگی می کردند نزدیک اما با وجود خود وفادار چت, دو تا به حال دیده نشده یکدیگر در سال است. با کابوی رضایت من به نام دیو کارکنان و مرتب جلسه.

روز آمد. آن را هیجان انگیز, بازی دلال یا دلاله ازدواج. در یک کار که در آن به من گفته شد با صدای بلند و اغلب که من “ایجاد تفاوت” من احساس کردم برای اولین بار بود درست شد. ما trundled همراه I-35 در خانه آبی, مینی ون, گاوچران اسکن رادیو برای دالی پارتن و یا ساحل پسران. در همان نفس او به من گفت که او می خواست به هر دو دیدار دیو ماهانه و “برو پاپ” پس از آن. مانند قوی, خاموش, انواع هم اسم او را کابوی واقعی انگیزه بارها ابری در رواقی رمز و راز است.

ما کشیده تا به دیو محل و کابوی لعن من کار پارکینگ. من در آنجا ماند چند ضربه پشت او را به عنوان او با صعود به مراحل بتن در را آهسته شیوه ای دقیق: پای راست در یک گام به سمت چپ در همان حال دوباره در آینده.

در درب ما اوراق احمقانه قراردادهای اجتماعی مانند ضربه زدن — کابوی انتخاب به جای فقط والس راست به اتاق نشیمن که در آن تعدادی از ساکنان شنبه, تماشای تلویزیون. او به طور خلاصه اسکن جمعیت یافت دیو و ارائه شده است که امضای لرزش به دوست قدیمی خود را. که من یاد گرفتم در عرض چند ثانیه از جلسه تقریبا به طور کامل غیرکلامی.

من چند ماه گذشته سقوط از هم جدا در درزهای. من تا به حال مشاهده شده است و گوش دادن — هر شب از هفته — به عنوان کابوی صحبت با کسی بود که در ارائه حدود صفر انگلیسی در پاسخ. از آن ساخته شده هیچ حس: کابوی تماس نمی دیو از بعضی جهات از روال و نه آن را یک begrudging تعهد به عنوان تلفن تماس هستند به طوری که بسیاری از ما. او همیشه خارش به شماره گیری, گاهی, درخواست برای تماس با دیو دو بار در همان شب. او صحبت کردن, گوش دادن, و پاسخ گاهی اوقات برای ساعت ها در پایان. این چگونه ممکن بود ؟

در حقیقت, آن را ساده. هنگامی که به طور خاص باعث کارکنان خود را دیو می تواند اضافه کردن چند کلمه — “سلام” و “خداحافظ” به طور عمده — اما در این زمان تلاش و واضح نبود خود را در حالت مورد نظر در ارتباط است. اما ارتباط او. دیو ساخته شده سازگار shushing صدا به عنوان اگر کسی تا به حال فقط برداشت یک تماس در یک تئاتر فیلم. او همچنین شنود گذاشته و در نزدیکی اشیاء و انجام مقدار زیادی از اشاره. در عرض چند دقیقه از ورود ما او yanked در یک ژاکت و shushed اشاره کرد و راه خود را به درب نشان می دهد که او می خواست به ما را در یک پیاده روی. روشن بود که در حالی که دیو نبود صحبت نفسه دو تن از آنان هنوز هم با داشتن یک گفتگو.

در بیرون از لس آنجلس, من تصمیم گرفتم که یک تغییر در زندگی مورد نیاز برخی از ایده های بزرگ. به طور طبیعی من به مذاکرات TED. در میان دریایی از اطلاعات است که ریخت و چهارم از Prius استریو, Dan Gilbert ایستاده بود. یک استاد دانشگاه هاروارد و روانشناس گیلبرت آخرین هدف مطالعه بوده است و انسان در ارتباط است.

“گفتگو” گیلبرت می گوید: نقاشی بر روی خود رمان پژوهش “یک فعالیت اجتماعی است که در آن مردم سیمان اوراق قرضه بین آنها است. ما اساسا نشستن در کنار یکدیگر و گفت: “من مانند شما, من می خواهم شما, I like you, I like you…’ این واژه ها نیستند آنهایی که ما با استفاده از, اما این واقعا چیزی است که ما می گویید.”

گاهی اوقات ما صحبت صرفا برای تبادل اطلاعات — “که در آن یک مرد می تواند یک نوشیدنی در این یکی-اسب شهر؟” — اما این نادر است و معمولا بین غریبه ها. با دوستان ما در زیر شایعات و نحو آن را معمولا فقط یک اعتبار جشنواره است.

اگر تقریبا همه صحبت میکند و سپس کابوی و دیو هستند و نه استثنا بلکه به هنجار. کابوی به سادگی کمرنگ مکالمه ، خود را بسیار کارآمد تر از نسخه از رقص همه ما با نزدیکترین و عزیزترین. دیو, به نوبه خود, به نظر می رسد برای دریافت پیام و پاسخ در نوع: شب و شب بعد از همه او را نگه می دارد چیدن. هر چند قاطعانه مختلف ارتباط برقرار و آنها به احتمال زیاد همان چیزی که گفت. که ظاهرا همه ما.

به عنوان COVID-19 همچنان جهانی غلتیدن ما در شخص بازدیدکننده داشته است با دوستان قدیمی باید زمین را متوقف کند. برای برخی از فن آوری های مدرن ممکن است ثابت کند ضعیف جایگزین برای گوشت و استخوان اما کابوی به نظر می رسد unfazed. تماس هنوز هم می رود قابل اعتماد به عنوان یک اسب خوب: “سلام دیو! من شما را دوست دارم دیو. من می خواهم با شما صحبت دیو. شما بهترین دوستان است. من نمی دانم چرا…”

خواهد بحر یک نویسنده مستقل است و اخیر لس-آنجلس-تبعید مستقر در مینیاپولیس. از اکتبر او شده است یک عضو از گاو اوج فشار یاران, کار در خانه و آموزش خلاق نوشتن کلاس برای بزرگسالان معلول است. شما می توانید پیدا کردن خود را بررسی کتاب در اینجا و روزنامه نگاری خود را در اینجا.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>