مت ویلسون خلاق باز floodgates گسترده ای در ‘زمانی که من یک نویسنده’

یک اوماها (روباز انتخابی)-بر اساس هنرمند و فیلمساز به نام تیم اکلاهما انتخاب این باد و سفر به مینیاپولیس به ادعا می کنند جایزه خود را, اما او نبود به دنبال یک co-نوشتن اعتباری. اکلاهما می خواستم برای گفتن داستان خود را: چگونه همسر خود گذشت و “چگونه آن را نابود و او را و چگونه او تلاش برای بازسازی زندگی خود و راه آن است که یک طوفان در جهان خود را—آن را پهن بود—و پس از آن او تا به حال برای بازگشت” به عنوان ویلسون آن را قرار می دهد صحبت کردن با تلفن از زیرزمین استودیو در مینیاپولیس. و او می خواست ویلسون به نوشتن یک ترانه در مورد آن.

که فرد در جلسه همراه با یک پروژه هنری اکلاهما راه اندازی کرده بود به افتخار همسرش, الهام ویلسون به نوشتن “من نمی توانم بازگشت.” این آهنگ از آلبوم تمرکز بر آمدن به شرایط با واقعیت های جدید و پیدا کردن تعادل: “چه کسی بود ؟ /سایه مرد, مشکل, مرد, برنامه های سفر/A mouthy کودک زنده در شب/بیش از حد تاریکی بیش از حد نور است.” در مورد تنها چیزی که شخصیت می داند که آنها “نمی تواند بازگشت”—قدرتمند (اگر تلخ و شیرین) بیانیه که آمیخته با خوش بینی و wistfulness.

“من نمی توانم بازگشت” ثابت خلاق کاتالیزور است که “منجر به یک بهمن از موسیقی است که شروع به بیرون آمدن از من” ویلسون می گوید. “و من به رسمیت شناخته شده به سرعت که این چیزی است که غیر معمول برای من چیزی خاص و واقعا مثبت و بنابراین من شروع به انجام همه چیز را من می توانم خودم را آماده برای دریافت این موسیقی را به مطمئن شوید که من آن را دستگیر و به زنده به آهنگسازی تا آنجا که من می تواند در طول این دوره است.”

حاصل آلبوم وقتی که من یک نویسنده, brims با عمیقا احساس تاملات در آنچه در آن به معنی زنده و جستجو برای معنای ناقص, ناقص جهان است. اعتبار به مت Wilson & His Orchestra تمام طول امکانات ویلسون در گیتار آکوستیک و پیانو, بازی, در کنار چند تن از همکاران: زمان موسیقی فویل نوازنده بیس ژاک صبر کنید و همچنین بیشتر از استعدادها و چنگ نواز Phala تریسی (که همچنین در این گرد و غبار از خورشید) و بانجو بازیکن قویللن کوچک. با تشکر از این ابزار پیکربندی موسیقی shapeshifts بین ژانرهای—باروک پاپ شکوه عامیانه غنی acoustic rock—با پیچیده فضل و دقیق ترتیبات. تفاوت های ظریف از درهم و برهم ملودی “زندگی واقعی” و “دزد خرده پا” آمده تیز امداد با تشکر از آبشاری پس زمینه هارمونی در حالی که کوچک است galloping بانجو و تریسی خیالی بازی ارائه بافت به “فضای Cruising.”

ویلسون پشت سر هم از خلاقیت نیز رانده شده توسط یک عمیقا شخصی انگیزه: یکی از بستگان که در برخورد با زوال عقل است. “برای من همه شادی من است و ساخت موسیقی و تلاش برای قرار دادن با هم جالب از ترکیب کلمات” او می گوید. “این ایده از دست دادن تیله… این باعث می شود من احساس می کنم از جان گذشته. و غوطه ور بودن در که همانطور که من شده اند به تازگی من احساس مانند ” آه خدای من.’ چه کسی می داند شاید درها را بستن. من باید اجرا کنید و سعی کنید از طریق درب و بیان به مردم چگونه احساس می کنم موسیقی باید صدا—انجام آنچه که من می توانید با هدیه من به تلاش برای ایجاد موسیقی است که در حال حرکت است و بیانگر ایده چگونه موسیقی می تواند باشد.”

به این منظور Wilson تشویق الهه شعر و موسیقی خود را در راه های مختلفی. او در زمان نشانه از برادرش دن ویلسون و انجام بسیاری از نوشتن به طور کلی “برای حفظ رسوب در ذهن من به هم زده و شناور در اطراف قابل مشاهده است.” در این پیشنهاد از همسرش ویلسون همچنین رزرو متعدد آخر هفته آهنگسازی سفر به “هتل ها بودجه در حومه شهر” که در آن او می خواهم خود را پیانو الکتریک و گیتار آکوستیک بی وقفه و صرف زمان کار بر روی موسیقی است. “است که بسیار سازنده که منجر به بسیاری از آهنگ ها آنهایی هستند که حتی در تاریخ ثبت است.”

ویلسون همچنین نمی توانید می گویند چیزهای خوب به اندازه کافی در مورد زمانی که من یک نویسنده همکاران به ویژه تریسی و کوچک. او آشنا شد و با هر دو—او تا به حال همکاری با سابق قبل و می دانستم که دومی از یکی دیگر از پروژه های کوچک خانوادگی خوانندگان—اما دیدم موسیقی خود را هدیه در یک نور جدید چند سال پیش پس از ابتلا به اجرای آنها در جان Munson سالانه اردوگاه du Nord. اولیه تمرینات با جفت است که همچنین شامل صبر کنید بیش از حد ویلسون انتظارات.

“آن را مانند,” اوه, من عاشق این صدا این است که آفتاب-y و روشن’,” او می گوید. “این ملاقات هدف من از داشتن یک گروه که در آن من آرام ابری صوتی می تواند از طریق میانه و از طریق درخشش بدون رقابت با گیتار الکتریک.” برای ویلسون توانایی کوچک و تریسی به انجام آوازی ترتیبات در پرواز بود به خصوص قابل توجه است. “این چیزی است که من برای اولین بار تجربه—و شاید تنها تجربه—هنگامی که دن و جان و من برای اولین بار سنگ با هم و ما خواند ‘Applehead مرد,'” او می گوید: ارجاع اوایل سفر شکسپیر آهنگ.

“و راست کردن خفاش, این افراد فقط خود را تنظیم قطعات و آینده با این سرد در هم پیچیده هارمونی است. من پس از آن و آن را بلافاصله آشکار است که که ما تا به حال چیزی است که آن را آسان برای ایجاد چیزی خاص. مرتب کردن بر اساس همان چیزی که اتفاق می افتد با Phala و قویللن.”

در طول زمان ویلسون ارتباط با این گروه در حال حاضر از نوازندگان است عمیق تر و تکامل یافته به چیزی حتی بیشتر معنی دار از او می رود. “آن را مانند آنها یک خلاء بود که کشیدن خودم را نسبت به آنها,” او می گوید. “من می خواستم به شنیدن” چه در مورد این آهنگ با این گروه است؟’ شروع کردم به در آوردن تمام این آهنگ ها که من تا به حال نوشتن است. من می خواستم برای گرفتن آن را در این گروه من و فقط رول با آن است.”

ساعت گرگ و میش بیکار برای لحظه ای و نه کار بر روی هر گونه موسیقی اگر چه ویلسون نه حکم هر چیزی در آینده است. “یکی از بزرگترین اشتباهات من در زندگی من بود شکستن تا با سفر Shakespeare,” او می گوید. “در حال حاضر من مانند” خوب چرا که نه فقط اجازه دهید همه چیز با هم زندگی کنند ؟ هیچ چیز به پایان است.’ هنوز هم وجود دارد ساعت گرگ و میش; آنها هنوز هم وجود دارد. ما همه می آیند خزنده را به هر یک از دیگر, و آن را سرگرم کننده است.”

ویلسون استخراج شادی بزرگ از بازی با ارکستر خود را, اما آن را به عنوان تسهیل ارتباط عمیق با مخاطبان و همچنین نوازندگان. “من در تلاش برای ارسال آهنگ که در حال حرکت هستند و من سعی کنید به آن را نشان می دهد که حمل و نقل شما. من می دانم که من همیشه هر وسیله رسیدن به آن شده است که هدف من این است که برای ایجاد این لحظات از واقعی بودن آن چیزی است که واقعا اتفاق می افتد و شما به هم زده و لمس کرد.”

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>