Mitch Hedberg را در ایالت مینه سوتا: مردم و مکان هایی که به شکل نمادین طنز

“وقتی که من یک پسر بچه بود من دراز در دو اندازه تخت خواب و تعجب می کنم که برادر من.”—Mitch Hedberg

“من ملاقات میچ در ایمز (ames) مدرسه ابتدایی در اولین روز از مهد کودک می گوید:” تیم Schlecht, Hedberg مادام العمر ، “ما نشسته سمت راست در کنار یکدیگر است.”

Hedberg با حضور ایمز (ames) در حال حاضر بسته از کودکستان تا کلاس ششم که در آن او خیلی خجالتی بچه. “هنگامی که شما برای اولین بار ملاقات او می تواند یک کمی محفوظ” می گوید: Schlecht.

Arne به خاطر این عنوان است. “او بسیار خجالتی است که آن را تقریبا بی دست و پا. اگر ما او را به جمع خانواده—به خصوص خانواده من در دلوت—خدای من او فقط سفت با ترس است.”

Angie میچ خواهر کوچکتر اشاره می کند که این کمرویی مشترک با Hedbergs. اما با کمرویی “طنز قطعا اجرا می شود در خانواده ما,” او اضافه می کند. طنز نبود کامل, مکانیسم دفاعی, اگر چه, و میچ گاهی عمل در پاسخ به ناراحتی.

Mitch booking a gig in 1996

میچ رزرو یک فرفره در سال 1996 تیم Schlecht

“من به یاد داشته باشید در درجه اول من می دانستم که چیزی عجیب و غریب بود می گوید:” Arne یادآوری است که میچ نمی مانند معلم خود را که در آن سال. “ناگهان او حاضر به رفتن به مدرسه. من می خواهم که به واقع او را بیش از شانه من و حمل او تا نیمه راه به مدرسه و معلم انجام او را به نیم دیگر.”

زمانی که معلم درگذشت غیر منتظره که در سال میچ آرام شد و قادر به رفتن به مدرسه بدون مشکل. Arne آموخته هرگز آنچه در آن بود که ناراحت میچ بسیار است.

در طول این زمان میچ توسعه یافته عجیب و غریب عادت: او تكيه در یک صندلی نزدیک چشم خود را و سنگ سر خود را به عقب و جلو. “[كه] هر روز برای حداقل یک ساعت, می گوید:” آرن. “او ادامه داد: برای انجام این کار است تمام عمر خود را. آن را تقریبا ترسناک گاهی اوقات.”

خیابان و خیابان هفتم

“من می خواهم به چسبیدن به یک نقشه از جهان در خانه من. سپس من میخوام قرار دادن پین به تمام مکان های که من در سفر به. اما من میخوام که برای سفر به دو گوشه از نقشه, بنابراین آن را نمی خواهد سقوط. —Mitch Hedberg

او در اولین سال میچ و دو خواهر بودند مطرح شده توسط پدر و مادر خود را آرن و مریم در نزدیکی تقاطع خیابان و خیابان هفتم در سمت شرق از سنت پل. در Schlecht به خاطره آن بود و نه غیر معمول دوران کودکی است. “ما خیلی strait-laced, بچه ها,” او می گوید, یادآوری چیزهایی مانند بازی kickball با دیگر کودکان محله.

اما از آن بود در این خانه که میچ شروع به نشان می دهد خود را, کمدی لغو احکام صادره ی. به عنوان یک کودک از ’70s میچ آمد و از سن در اوایل روز از شنبه شب زندگی می کنند و شهر دوم تلویزیون. “ما می خواهم تا خود ما skits و آرن و مری می دیده بان” به یاد Schlecht.

میچ نیز از طرفداران استیو مارتین و در حالی که او در ظاهر تلاش می شود یک امینی, طنز, کمدی خود را با مهارت به سرعت پدید آمده است. Schlecht به یاد می آورد که چند روز بعد از مدرسه آنها خواهد بود قفل شده خارج از خانه خود را در حالی که پدر و مادر خود را در محل کار بودند. نشسته در Hedbergs’ به نمایش در ایوان میچ “شروع ترک خوردگی, جوک,” او می گوید. “او می تواند سرگرم کننده از خواهر خود او می تواند سرگرم کننده از من است.” Schlecht سریع به اشاره است که میچ می تواند خنده دار بدون اینکه معنی.

Schlecht, بود که در راه با Hedberg زمانی که او در واقع به standup comedy یک شات در سال 1989 اشاره به همان چیزی که در مورد آغاز میچ کمدی. “زمانی که او برای اولین بار شروع به او نمی سوگند در آن روز در اوایل. روی صحنه او ” من نمی خواهم به سوگند. من نمی خواهم به بحث در مورد رابطه جنسی. من نمی خواهم به بحث در مورد مدفوع.'” ادای سوگند ممکن است تغییر کرده باشد اما میچ توانایی veer از خوبی گوسفند افراد شد بخش عمده ای از درخواست تجدید نظر خود را.

خواهر خود را انجی که متولد شد و پنج سال پس از میچ به یاد برادرش سرگرم کننده خود را در حالی که آنها در خانه به تنهایی. “او با استفاده از به ناپدید می شوند در زیر ایوان جلو و پس از آن او می آیند و با یک تنگ ماهی بر سر” او به یاد می آورد. “او می گفت:” فقط تصور کنید که اگر من در آن متولد شد با این تنگ ماهی بر سر من و من در تلاش برای رسیدن خرما.’ این خیلی احمقانه بود اما این فقط آغاز از او.”

روشن بود که میچ می خواستم بیشتر از فقط سرگرم کردن خانواده اش. Arne به یاد می آورد پیدا کردن یک نامه که میچ نوشت اما هرگز ارسال به یک هنرمند مشهور او را دوست داشتم وقتی که او هفت یا هشت. در حالی که Arne نمی توانید به یاد بیاورید که این نامه خطاب شد به طور خاص او می کند به یاد داشته باشید آنچه که پسرش نوشت. “او گفت:” من دوست دارم به آواز خواندن, I love to dance, من عشق را به انجام این همه اما من اینجا گیر در این خانه و پدر و مادر من هستند تا از مد افتاده آنها نمی خواهد به من اجازه رفتن.'”

که حس گیر بودن شروع به تعریف میچ به عنوان او مسن تر شدیم.

هاردینگ دبیرستان

“وقتی 18 سالم بود من نوع بیمار از زندگی در اینجا, بنابراین من تیم و من بسته بندی شده خود را Volare. ما نقل مکان کرد و از مینه سوتا به فلوریدا. ما می خواستیم به حرکت به تگزاس اما جلویی تراز بد بود.” —Mitch Hedberg

“او تقریبا یک مدل کوچک پسر بچه انجمنها حدود 12 سال است. تا زمانی که او شروع بلوغ و پس از آن او رفت و راه خود” پدر خود را به یاد. در علاوه بر این به رشد خود را در حال حاضر-نمادین, مو بلند, حدود 14 سالگی میچ شروع به از دست دادن علاقه به انجام آنچه از او انتظار می رفت.

Mitch in 1990

میچ در سال 1990

“در آن سن و سال ما بودند همه گرفتن نوع بی حوصله می گوید:” Schlecht.

در هاردینگ, آرن, به یاد می آورد میچ “بسیار زیبا بود پر از لکه است. او یا یک A یا F با توجه به آنچه او انجام شده بود.” مشخص شد او علاقه “برخی از چیزهایی که او واقعا دوست داشت و دیگر چیزهایی که او حتی نمی نشان می دهد.”

Arne به خاطر دریافت یک تماس تلفنی از مدیر مدرسه درخواست او و مری اگر آنها می خواستند میچ فارغ التحصیل. “من فکر می کنم آنها می خواستم برای خلاص شدن از او,” او می گوید.

پدر و مادر او سعی در دخالت کند اما به عنوان Arne توضیح می دهد آن سخت بود. “اگر شما به او توصیه او گفت که او می خواهم آن را انجام دهد و پس از آن او می خواهم فقط با رفتن راه خود را چرا که او مانند رویارویی است.”

میچ ذکر شده است “دوربین خجالتی” در تاریخ سالنامه همراه با سایر دانش آموزان که نمی توانید تصاویر مدرسه گرفته شده است. و در حالی که بسیاری از همکلاسی های خود را مشاهده کنید ارشد bios سال آینده میچ یک فضای خالی بعدی را به نام خود. به جای خود قابل توجه ترین حضور در همه چیز است که در کلاس ارشد ترین که در آن او را به انجام یک handstand در کلاس های خود دلقک عکس.

Schlecht دیدم طرف دیگر از آن است. دو رشد کرده بود از هم جدا در طول تاریخ بالا اما شروع به صرف زمان بیشتری را با هم در مدرسه بالا است.

آنها سعی کردند با شروع یک گروه هر چند آنها هرگز خوب به اندازه کافی به بازی هر یک کنسرت. “او می خواست می شود یک موسیقیدان که در آن زمان می گوید:” Schlecht. که در آن مو را از آمد و مقدار زیادی از پول خود را رفت و به بلیط کنسرت یا موزیک تجهیزات.

Mitch with Jana Johnson

میچ با جانا جانسون

با خستگی نیز آغاز میچ را مهمانی. هر چند آن را تغییر دهید بعد میچ واقع در میان تمیز Schlecht دوستان. “من فکر می کنم که چرا من دوست حلق آویز کردن با او, چون من می خواستم به دور از آن می گوید:” Schlecht. “او مثل سنگ من در یک راه عجیب و غریب که او پایدار است. همه دوستان دیگر آنها فقط می خواستم به نگه داشتن پارتی است.” برای میچ نبود هدف این بود که فقط یک راه برای کشتن زمان تا زمانی که او می تواند مجموعه ای خاموش در خود دارد.

در سال 1986 میچ فارغ التحصیل از هاردینگ. چند ماه بعد او, Schlecht, و یکی دیگر از دوستان جاده به امید تبدیل شدن به نوازندگان. آنها هرگز آن را در دنیای موسیقی اما از آن پس از میچ هرگز بازگشت به مینه سوتا برای بسیار طولانی است. به جای او از شهر به شهر و سوار در سراسر کشور از یک باشگاه کمدی را به دیگری.

میچ به طور منظم نوشت و به پدر و مادر خود را. گاهی اوقات نامه مختصر. “وجود دارد یک کارت پستال” Arne می گوید: “اما همه آن را می گوید” من تا به حال برخی از مواد غذایی هند در ونکوور عالی بود.’ به طوری که به اندازه کافی برای حداقل شما اجازه می دانم که در آن او است و آنچه او انجام می دهند.”

پس از آن وجود دارد پوچ هستند. یکی از میچ معروف ترین جوک بازگو غلط املایی “واقعا” به عنوان “به ندرت” و انتخاب به نامه متناسب اشتباه است. با توجه به انجی خط “من به ندرت درایو steamboats پدر” در واقع شامل شد در نامه ای میچ به خانه فرستاد. به عنوان او به یاد می آورد “این خیلی خنده دار است. از آن ساخته شده هیچ حس در این نامه و در همه.”

روشن است که میچ ارزش است که ارتباط با پدر و مادر خود را. در یکی از نامه Arne است نگه داشته میچ می گوید: او را به پدرش خودرو پرداخت اگر او تراشیدن سبیل خود را بسیار شبیه به زمانی که Arne ارائه شده به پرداخت میچ اگر او را برش مو خود را به عنوان یک نوجوان. میچ هرگز در زمان معامله اما او به خاطر آن به اندازه کافی به شوخی در مورد آن با پدر است.

در دیگر او می گوید خواسته های پدر و مادر خود را می تواند در جاده ها با او.

در Schlecht چشم این عهد است نه فقط به دوست خود اما به Arne و مریم. “پدر و مادر خود را, آنها, آنقدر, آنها فقط ساخته شده شما می خواهید به ماندن در تماس با آنها. او نزدیک به خود را مردمی و مردمی او بودند به همه—همه ما است.”

Mitch performing at Seattle’s Comedy Underground.

میچ انجام در سیاتل کمدی زیرزمینی.

چی چی را

“یک burrito یک کیسه خواب برای گوشت.” —Mitch Hedberg

در این سال او در جاده میچ ساخته شده به پایان می رسد دیدار با کار در آشپزخانه رستوران. “او هرگز به طول انجامید طولانی در این شغل اما او همیشه می تواند آنها را دریافت کنید می گوید:” جانا جانسون دوست دختر خود را از طریق بسیاری از ’90s.

او می تواند آنها را به خاطر او ساخته شده است تا تجربه کار در چی چی را در نزدیکی Maplewood از بازار در حالی که در مدرسه بالا است. میچ هرگز یک foodie اما Schlecht می گوید که میچ “عاشق مواد غذایی مکزیکی است.”

انجی به یاد می آورد که میچ خواهد بو به شدت از مواد غذایی مکزیکی هنگامی که او را در بازگشت به خانه در شب و تجارب او در رستوران را به اندازه کافی از تاثیر بر میچ که آنها را تبدیل به پایه و اساس تنها فيلم لس Enchiladas.

این فیلم به دنبال یک گروه از کارکنان رستوران و خود را ناقص کارفرمایان آنها به عنوان آماده سازی برای Cinco de Mayo.

با توجه به جانسون که ستاره دار در و شرکت های تولید فیلم میچ “همیشه یک مینه سوتا ، هنگامی که آنها تا به حال پول برای ساخت فیلم او می گوید: “هیچ سوال که که در آن ما در حال رفتن به.”

Mitch working on Los Enchiladas with Doug Stanhope.

میچ کار در لس Enchiladas با داگ Stanhope.

در واقع آنها قادر به فیلم در همان چی چی را که میچ کار کرده بود در مدرسه بالا است. آنها تا به حال به ساقه در وسط شب تا رستوران می تواند باز بماند ساعات کسب و کار عادی. “اولین شب آنها فرستاده مدیر به ماندن وجود دارد با ما یک شبه” به یاد جانسون “و شب دوم آنها فقط در دست ما کلید.”

لس Enchiladas هرگز شاهد انتشار گسترده, اما آن را به جشنواره فیلم ساندنس در سال 1999.

رابرت و ششم خیابان

“من به قانون با Peter Frampton در یک فیلم. ما تا به حال به دود دیگ برای یک صحنه بود اما جعلی گلدان. آیا خرید گلدان در یک فیلم. اما من به دود جعلی گلدان با Peter Frampton که یک داستان سرد. آن را به عنوان سرد به عنوان سیگار کشیدن گلدان با یک پسر که به نظر می رسد مانند Peter Frampton. من انجام داده ام که راه بیشتر است.” —Mitch Hedberg

در حالی که ساخت لوس Enchiladas , Mitch و دیگر اعضای خدمه یک آپارتمان اجاره ای در رابرت و ششم در مرکز شهر سنت پل. آن را مقرون به صرفه بود اما یک مشکل را تجربه کنند.

“ما تیراندازی شد یک شبه و پس از آن ما خواهد آمد به خواب در طول روز می گوید:” جانسون “اما آنها ساختمان یک پارکینگ در کنار ما و به این ترتیب کاروان را در طول روز. بنابراین ما تا به حال چوب بر روی ویندوز و من مطمئن هستم که آن را یک منطقه بسیار زیبا, بنابراین ما فقط مناسب در سمت راست.”

زندگی در کثافت کاری نبود به میچ. پس از خروج از مینه سوتا, Schlecht به یاد می آورد دزدانه به اتاق های هتل بین زمانی که سرنشینان بررسی و هنگامی که خدمتکار خدمات آغاز شده به طوری که آنها می تواند در حمام یا گذراندن یک روز در بیمارستان انجام لباس های شسته شده برای دوام چک. این یک فداکاری او مایل را به خاطر او متعهد شد به یک زندگی سرگرمی.

یک روز صبح Schlecht بود که ماندن در مرکز شهر آپارتمان در حالی که او کار می کرد به عنوان مجموعه عکاس ترک به اویختن با برادر خود را زمانی که او بود و توسط یک افسر پلیس است. او تا به حال شده است به اشتباه شناسایی و به عنوان مجرم از جرم و جنایت.

بعد از آن روز میچ یو بی اس در بازار او را از زندان است. “او تا به حال یک قلب بزرگ مرد” او می گوید. “وجود دارد بسیاری از چیزهای کوچک است که او را برای شما انجام دهد.”

انجی موافق است. میچ اغلب او را به خرید چیزهایی که او مورد نیاز برای خانه و یا هدیه عجیب که او را نمی لزوما حتی می خواهید. “من همیشه احساس گناه در مورد آن, اما او فقط بسیار بخشنده بسیار دادن.”

او به یاد او که سخاوتمندانه با غریبه ها ، “یک زمان وجود دارد و دانشجویان بودند که صحبت کردن به او. آنها نمی باید یک تهویه مطبوع و آنها گفتن او چگونه داغ شد. بنابراین او تا به حال تهویه مطبوع تحویل داده شده به آنها است.”

اوج کمدی Co.

“به عنوان یک کمدین زندگی در هالیوود, هر کس می خواهد من را به انجام کارهای علاوه بر کمدی. ‘شما می توانید عمل می کنند؟’ ‘ما نوشتن یک اسکریپت!’ آنها می خواهند مرا به انجام کارهای مربوط به کمدی, اما نه کمدی. آن را به عنوان اگر من یک آشپز و من من کردن برای تبدیل شدن به یک آشپز واقعا خوب و گفتند: خوب شما طبخ. شما می توانید مزرعه?'” —Mitch Hedberg

در حالی که فیلم خود را حرفه ای هرگز کاملا در زمان خاموش میچ در بر داشت مقدار زیادی از موفقیت به عنوان یک طنز است. او بازگشت دوباره به شهرهای دوقلو به رکورد معروف ترین آلبوم میچ همه با همدر اوج کمدی Co. در مینیاپولیس.

زمانی که میچ خواهد بازگشت به مینه سوتا به صورت سرپایی مباحث او را معمولا در خانه بماند.

“وجود دارد چیزی است که همیشه رفتن به نوع شهر های کوچک مهم نیست که اگر شما از سنت پل یا مینیاپولیس در مورد اینکه از مینه سوتا می گوید:” جانسون. “این فقط یک ذهنیت های مختلف.”

او حتی به برخی از کمدین دوستان برای دیدار با خانواده خود را. “رشد این نوع سرد” انجی می گوید: “از آنجا که زمانی که او انجام بسیاری از اوقات کمدین خواهد ماندن در اتاق خواب اضافی.”

در سال های پس از مرگ او همکار کمدین هنوز هم بازدید Hedbergs. “کوین هارت سهام برادر من مدیر” انجی توضیح می دهد. “او بسیار مفتخر به دیدار با پدر من که یک چیز شگفت انگیز: به کوین هارت مفتخر به دیدار با Mitch Hedberg پدر.”

Roselawn گورستان

“من استفاده می شود به انجام مواد مخدر. من هنوز اما من استفاده می شود به بیش از حد.” —Mitch Hedberg

هر چند او در نیوجرسی میچ بازگردانده شد به مینه سوتا برای او بود…. خود را محل استراحت نهایی است Roselawn گورستان در رزویل. مادرش به خاک سپرده شد در کنار او پس از مرگ او در سال 2012.

در مراسم ختم دادرسی در شهرهای دوقلو روشن شد که چگونه بسیاری از مردم شده بود لمس توسط میچ را مهربانی و حس شوخ طبعی در طول سال. “این سخت بود چرا که بسیاری از مردم آمد که ما تا به حال دیده نشده در سال” یاد انجی.

او کلاس سوم معلم خانم Finke شد و یکی از اولین کسانی که برای رسیدن در پی خود به پرداخت احترام می گذارد. “او فقط دوست داشت برادر من” انجی می گوید.

اما آن را فقط به افرادی که می خواهم او را شخصا. “در زمان ما بودند دست زدن به میچ تی شرت فروش به او می گوید:” آرن. “پس از درگذشت او, ما نگاه در اینترنت وجود دارد و هزاران دستور برای تی شرت-هزاران نفر! آن زمان ما هفته به [ارسال آنها را].”

شرکت های بزرگ جهان, حال, حضور, بیش از حد. “میچ استفاده می شود یک صدای خارج از قاب برای جیمی جان می گوید:” انجی. “وجود دارد بسیار بسیار زیادی دسته گل از جیمی جان را در پی خود و همه مثل این بود,” خدا, آیا او واقعا عاشق Jimmy john’s, و یا چه؟'”

به این روز میچ است محبوب. اما هنوز هم برای مردم به این باور است که بارها به نقل کمدین آمد از حالت عادی آغاز فروتن در سنت پل. انجی هنوز هم شگفتی مردم زمانی که او نشان می دهد او نسبت به او. “هنگامی که [همکاران] متوجه شدیم که او برادر من هیچ کس باور من. من تا به حال به معنای واقعی کلمه کشیدن و عکس و همه حیرت زده شد.”

هر چند او در 37, Mitch Hedberg انجام مقدار زیادی در زمان کوتاه بر روی زمین است. عشق است که بسیاری از مردم برای او—از کسانی که می دانستند او را قبل از او معروف بود به کسانی که تنها می دانم که او خود را از طریق جوک—همچنان به زندگی می کنند.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>