“اخلاق در بازار: حقوق بشر و ظهور نئولیبرالیسم”
خرید در بازار Truthdig

در اواسط 1980s, Rony Brauman که در آن زمان رئیس جمهور پیشرو بشردوستانه سازمان پزشکان بدون مرز, تاسیس, جدید, حقوق بشر, گروه به نام Liberté بدون مرز. برای مراسم تحلیف ردهها Brauman دعوت تعدادی از سخنرانان و از جمله پیتر بائر به تازگی بازنشسته و استاد از مدرسه اقتصاد لندن. بائر بود یک انتخاب عجیب و غریب داده است که او یک مدافع سرسخت اروپایی استعمار; او تا به حال یک بار در پاسخ به یک دانشجو جزوه متهم کرده که بریتانیا از در نظر گرفتن “لاستیک از مالایا چای از هند [و] مواد خام را از همه جهان” با این استدلال که در واقع “انگلیسی ها در زمان لاستیک به مالایا و چای به هند است.” دور از غرب باعث جهان سوم فقر بائر داشت که “ارتباط با غرب” بوده است اولیه عوامل مستعمرات’ پیشرفت مادی.

بائر با چکش بر روی این نقطه در ردهها این ادعا که بومی Amazonians در میان فقیرترین مردم جهان دقیقا به این خاطر که آنها لذت می برد بدترین “خارجی تماس با ما.” تایوان, هنگ کنگ, مالزی و سنگاپور, وی ادامه داد, نشان داد اثبات منافع اقتصادی از جمله مخاطبین به ارمغان آورد. “هر چه فکر می کند یکی از استعمار آن را نمی تواند مسئول برگزار می شود, جهان سوم فقر” او استدلال کرد.

در روشنایی جدید کتاب “اخلاق در بازار: حقوق بشر و ظهور نئولیبرالیسم” جسیکا وایت بازگو کردن این داستان تنها به بپرسید که چرا Brauman پیشرو انسانی فعال دعوت Bauer — آنها اقتصاددان به حال به عنوان به عنوان دشمن به کمک های خارجی به عنوان فریدریش هایک شده بود به سوسیالیسم — به ارائه یک بحث در باز کردن رویداد جدید حقوق بشر سازمان است. او پاسخ چند وجهی است اما او به عنوان آثار موازی سابقه نئولیبرالیسم و حقوق بشر آن را می شود روشن است که این دو پروژه نه لزوما متضاد و در واقع مشترک بیش از یکی ممکن است فکر می کنم.

کلیک کنید در اینجا به عنوان گزیده ای از “اخلاق در بازار” در کتاب های گوگل.

در واقع Liberté بدون مرز در ادامه به نقش مرکزی در delegitimizing جهان سوم حساب های اقتصادی بهره برداری. سازمان دائما به چالش اتهامات که اروپا در ناز و نعمت بود و بر اساس استعماری غارت و که سیستم اقتصادی جهان ساخته شده و ثروتمندان غنی تر و فقرا فقیرتر. و در حالی که آن را ممکن است بیشتر در نقد آن از سوم Worldism از برجسته تر حقوق گروه و آن را به هیچ وجه یک پرت. وایت نشان می دهد که در سازمان هایی مانند عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر به عنوان مثال عمده مقصر گلایه از پسااستعماری متحده بود نه اروپا و نه نظم اقتصاد بین الملل بلکه فاسد و ظالم جهان سوم دیکتاتورها که نقض حقوق جمعیت خود را به عنوان آنها تضعیف توسعه یک اقتصاد آزاد است. این رویکرد همزمان منظمی با نئولیبرالی فکر می کردم.

وایت معتقد است که ما نمی توانند درک کنند که چرا حقوق بشر و نئولیبرالیسم رونق هم اگر ما مشاهده نئولیبرالیسم به طور انحصاری به عنوان یک دکترین اقتصادی است که نفع خصوصی سازی مقررات زدایی و نامحدود رایگان بازار بیش از نهادهای عمومی و دولتی. اگر چه او تلاش به تشخیص خودش از متفکران مانند وندی براون و میشل فوکو, او به پایان می رسد تا خود را زیر قدم به قدم با تاکید بر ابعاد اخلاقی از نئولیبرالی فکر کردم: این ایده که یک بازار رقابتی نیست “به سادگی کارآمد تر استفاده از توزیع منابع آن را پایه نهاد اخلاقی و “متمدن’ جامعه لازم برای حمایت از حقوق فردی است.”

او در معرض چگونه ایده های نئولیبرالی مطلع شدید مبارزه بر مفهوم “حقوق بشر” و تواریخ چگونه غربی و گروه های حقوق و neoliberals در نهایت به تصویب رسید مشابه تفسیر یکی است که بر آزادی های فردی در هزینه جمعی و حقوق اقتصادی. این تفسیر بود که در مخالفت مستقیم به بسیاری از تازه استقلال پسااستعماری رهبران.

وایت توضیح مثلا چگونه درست قبل از تصویب دو سال 1966 حقوق بشر میثاق — میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین المللی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و حقوق — قوام نکرومه در عنا اول رئیس جمهور مستقل غنا در اصطلاح “نئو استعمار” برای اشاره به یک سری از مکانیسم های که تداوم استعمار الگوهای بهره برداری در پی رسمی استقلال. نکرومه در عنا “استدلال کرد که دستاورد رسمی حاکمیت بود و نه آزاد مستعمرات سابق از نابرابر روابط اقتصادی از دوره استعمار و نه به آنها داده کنترل سیاسی خود را در سرزمین” در نتیجه جلوگیری از این کشورها از تامین حقوق اولیه ساکنان خود را. “دولت در چنگال نئو استعمار” او نوشت: “نه استاد از سرنوشت خود را.”

نکرومه در عنا فکر می کردم که تنها زمانی که پسااستعماری متحده به طور کامل کنترل منابع طبیعی خود را خواهد آنها قادر به سرمایه گذاری در جامعه را به خوبی بودن. در این میان استعمار اقتصادی ترتیبات شد انکار کشورهای آفریقایی توانایی ارائه آموزش کافی و مراقبت های بهداشتی و همچنین سایر حقوق اقتصادی و اجتماعی به جمعیت خود نتیجه آشکار چگونه این ترتیبات اقتصادی بودند جوش در یک گره کور با سیاست های بین المللی. هر گونه تلاش برای درک یکی را بدون دیگری ارائه یک تصویر تحریف شده از واقعیت است.

چنین ترکیبی از اقتصاد سیاسی, اما, شد و نفرت به نئولیبرالی فکر می کردم. در سال 1927 دقیقا سه دهه قبل از غنا رهبر جدید به رهبری کشور خود را به استقلال هایک مربی اقتصاددان لودویگ فون میزس در حال حاضر استدلال کرد که استعمار در زمان استفاده از سلاح برتر از “نژاد سفید” به انقیاد غارت و به بردگی ضعیف تر میشود. اما میزز مراقب بود که به تشخیص استعمار ظلم و ستم از اهداف اقتصادی در یک بازار رقابتی اشاره کرد که بریتانیا متفاوت بود پس از آن شکل از استعمار دنبال “بزرگ تجاری اهداف است.” به طور مشابه, انگلیسی اکونومیست لیونل رابینز جدا خوش خیم حوزه اقتصادی از بی رحم سیاسی است نوشتن در 1930s که “[n]ot داری اما هرج و مرج سیاسی سازمان جهانی است که ریشه بیماری از تمدن ما است.”

این متفکران مجموعه ای از تن برای بسیاری از اقتصاددانان نئولیبرال که پس از تعریف استعماری امپریالیسم به عنوان یک پدیده سیاست و نه سرمایه داری در حالی که این بازار به عنوان یک قلمرو پایاپای رایگان, صلح آمیز ارز. در این دیدگاه آن است که از قلمرو سیاسی است که سبب بروز خشونت و اجبار بود و نه در حوزه اقتصادی. در عین حال در طول دوره استعمار neoliberals همچنین قابل درک است که آنها نیاز به معرفی اخلاقی توجیه برای ادامه بهره برداری اقتصادی از مستعمرات سابق. متوجه می شوند که حقوق بشر شد و به سرعت در حال تبدیل شدن به جدید lingua franca جهانی اخلاقی صحبت می کنند وایت نشان می دهد که آنها مانند نکرومه در عنا شروع بسیج حقوق talk — به جز که neoliberals مستقر در آن را به عنوان یک سلاح در برابر متحده که در تلاش برای به دست آوردن کنترل بر منابع طبیعی کشور و همچنین به عنوان یک سپر از هر نوع انتقاد به کارگردانی نسبت به چشم انداز خود را از بازار سرمایه داری.

ارتباط آنها با دولت بود اما نمی شد واقعا متفاوت از یکی حمایت خود را لیبرال پیشینیان. نئولیبرالی متفکران قابل درک است که کشورهای در حال ضروری برای اجرای نظم و انضباط کار و برای حفاظت از منافع شرکت های بزرگ, استقبال متحده است که در خدمت به عنوان handmaidens به بازارهای رقابتی. اگر دولت تضعیف جدایی از حاکمیت سیاسی از اقتصادی مالکیت و یا تبدیل هماهنگ به خواسته های مردم خود را برای ملی کردن منابع است که دولت ناچار خواهد بود به عنوان یک دشمن. راه حل بود به مجموعه ای از محدودیت ها بر دولت اعمال حاکمیت. به عنوان فریدریش هایک نویسنده کتاب “راه بردگی” قرار داده و آن را “رام کردن وحشی” باید به دنبال “رام کردن دولت است.”

شکل دادن به دولت به طوری که آن را هم یک مدل اقتصادی نئولیبرال می توان یک تعهد و عواقب آن به احتمال زیاد به تولید قابل توجهی درد و رنج برای بخش بزرگی از جمعیت است. آزاد از هر گونه تعهد به حاکمیت و اقتصادی تعیین سرنوشت زبان لیبرال حقوق بشر ارائه شده neoliberals وسیله ای برای مشروعیت بخشیدن به تحول مداخلات که موضوع متحده به دیکته از بازارهای بین المللی است. این است که چرا مفهوم حقوق بشر بسیار متفاوت از مفهوم حقوق پیشرفته توسط نکرومه در عنا شد مورد نیاز است.

در وایت تاریخی تجزیه و تحلیل رایگان-بازار پردازان بر این اساس به تصویب رسید واژگان از حقوق است که buttressed این نئولیبرالی دولت در حالی که به طور همزمان pathologizing توده سیاست به عنوان یک تهدید برای آزادی های فردی. در یک کلام نئولیبرالی اقتصاددانان متوجه شدم که حقوق بشر می تواند نقش حیاتی در اشاعه ایدئولوژی خود را ارائه در وایت عبارت “بازارهای رقابتی با اخلاقی و حقوقی پایه و اساس است.”

در حدود همان زمان که نئولیبرالیسم شد هژمونیک حقوق بشر سازمان ها شروع به جوانه زدن در عرصه بین المللی. در اوایل دهه 1970 سازمان عفو بین المللی و کمیسیون بین المللی حقوقدانان در حال حاضر فعال در کشورهای متعدد در سراسر جهان و آمریکا, دیده بان (پیشرو به دیده بان حقوق بشر) بوده است تاسیس شده است. با توجه به ساموئل Moyn یک استاد تاریخ در دانشگاه ییل و نویسنده از بهترین فروشنده “آخرین مدینه فاضله” آن را دقیقا در این دوره است که حقوق بشر برای اولین بار به دست آورد شهرت جهانی. غربی که سازمان های حقوق بشر به دست آورد تاثیر طول دوره نئولیبرالی جبهه گیری است ویت استدلال تصادفی نیست.

اگر چه Whyte بر نوشتههای پیشرو نئولیبرالی متفکران کمی دقیقتر رویکرد را قاب این تحولات به عنوان بازتابی از یک conjunctural لحظه به موجب آن ظهور نئولیبرالیسم و از حقوق بشر بود و خود به خود بخش های متعدد اقتصادی و اجتماعی و تغییرات فرهنگی. شیلی به عنوان یک مثال خوب از این اوضاع آشکار چگونه ترکیبی از شرایط تاریخی رهبری نئولیبرالی اقتصاد و مفهوم خاصی از حقوق بشر به ادغام.

با وجود خونین تصاحب این اعدام های فراقضایی ، ناپدید شدن و عمده فروشی شکنجه هزاران نفر از مخالفان هایک پاسخ به پینوشه را 1973 کودتا بود که “جهان باید به زمینه بازیابی اطلاعات از شیلی به عنوان یکی از بزرگ اقتصادی معجزه زمان ما است.” میلتون فریدمن یک از چهره های کلیدی در شیکاگو مدرسه بعد از تکرار این ارزیابی توصیف شیلی به عنوان یک سیاسی و اقتصادی “معجزه است.” دو برندگان جایزه نوبل نمی شد جدا ناظران داشتن ارائه مشاوره به پینوشه در مورد نحوه خصوصی سازی خدمات دولتی مانند آموزش و پرورش و بهداشت و تامین اجتماعی, و آن را فریدمن از دانش آموزان سابق “پسران شیکاگو” که تحت اشغال موقعیت مرکزی در درون رژیم اقتدارگرا اطمینان حاصل کرد که این ایده ها تبدیل به سیاست.

آنچه که مسلما حتی بیشتر تعجب آور است واکنش سازمان های حقوق بشر به کودتای خونین شیلی. وایت اذعان دارد که نائومی کلاین تحت پوشش مقدار از این زمین در “دکترین شوک” که در آن او مورد عفو بین المللی پنهان رابطه بین نئولیبرالی “شوک درمانی” و خشونت سیاسی. توصیف جنوبی مخروط به عنوان یک “آزمایشگاه” برای هر دو نئولیبرالیسم و مردمی حقوق بشر فعالیت کلاین استدلال کرد که در آن تعهد به بی طرفی عفو occluded دلایل شکنجه و کشتار و در نتیجه “کمک به مدرسه شیکاگو ایدئولوژی برای فرار از آن خونین آزمایشگاه عملا صدمه ندیده است.” در حالی که وایت concurs با کلاین ارزیابی او کمی متفاوت نقطه به نقطه را.

برای انجام این کار او نشان می دهد که چگونه Samuel Moyn رقابت کلاین ادعا می کنند که جنبش حقوق بشر بود همدستی در ظهور نئولیبرالیسم; او استدلال کرد که “زمانی تصادفی از حقوق بشر و نئولیبرالیسم” است و “بی اساس” است و به اصطلاح “معجزه شیلی” را با توجه به کشور “چپ خود را شکست.” Moyn نظر وایت cogently مشاهده, “پرسش که چرا در دوره های نئولیبرالی تعالی بین المللی حقوق بشر, سازمانهای رونق گرفت تا حد زیادی فرار از سرکوب است که دنبال شد به طوری خشمگینانه در برابر چپ تجارت های کارگری روستایی سازمان و مردم بومی در کشورهایی مانند شیلی.”

او اشاره می کند که سازمان سیا آموزش دیده اطلاعات ملی اداره تا به حال دستورالعمل برای انجام “مرگ در کل از مارکسیسم” اما در تلاش برای ارائه شیلی به عنوان مدرن و متمدن ملت, junta نه انکار کردن زبان, حقوق بشر و در اوج سرکوب مجاز در خارج از کشور سازمانهای حقوق بشری مانند عفو بین الملل و کمیسیون بین المللی حقوقدانان برای ورود به کشور به آنها گسترده آزادی حرکت.

وایت توضیح می دهد که در تمرکز توجه خود را بر خشونت دولتی در حالی که ارزش بازار به عنوان یک قلمرو آزادی و داوطلبانه همکاری, حقوق بشر, سازمان های غیر دولتی تقویت بزرگ نئولیبرالی دوگانگی بین سرکوبگر سیاست و رایگان و صلح آمیز ایران ، الند دولت به چالش کشیده بود اسطوره از بازار به عنوان یک قلمرو داوطلبانه و غیر اجباری و روابط سودمند متقابل و شیلی رهبر برای آن پرداخت می شود با زندگی خود را. در مقابل حکومت نظامی با پسران شیکاگو’ کمک به دنبال رعایت این افسانه در حالی که با استفاده از هر دو دولت به منظور افزایش نئولیبرالی اقتصادی سفارش و به تلفات جمعی سیاسی مقاومت است. وایت اذعان دارد که در به چالش کشیدن حکومت نظامی را کابوسی به معنی حقوق بشر مسلما کمک به جلوگیری از بدترین از آن خشونت, اما آنها خیلی در هزینه رها کردن اقتصاد به عنوان یک سایت سیاسی contestation.

وایت ادعا می کنند به این سادگی نیست که حقوق بشر در برخورد با خشونت سیاسی در انزوا از این کشور در تحولات اقتصادی به عنوان کلاین استدلال کرده بود. بلکه او نشان می دهد که شکاف بین عفو نسخه از حقوق بشر و نسخه حمایت توسط پسااستعماری رهبران مانند نکرومه در عنا شد گسترده است. در واقع سازمان عفو بین الملل با استناد حقوق بشر در راه است که تا به حال کمی در مشترک با نکرومه در عنا برنامه اقتصادی خود را تعيين و به سازمان بود و حتی خصمانه به خشونت ضد استعماری در تلاش ترویج شده توسط سازمان ملل متحد دیپلمات از پسااستعماری جوامع در طول همان دوره است. داستان حقوق بشر و نئولیبرالیسم در شیلی است که به عنوان وایت متقاعد کننده ای نشان می دهد که به سادگی یک داستان گسترده نقض حقوق بشر انجام شده به منظور اجازه می دهد برای اصلاحات بازار یا نرخ جدید حقوق بشر سازمان های غیر دولتی که در اعتراض به کودتای خشونت. همچنین داستان از نهادینه شدن یک محافظه کار و بازار محور چشم انداز نئولیبرالی حقوق بشر است که برجسته حقوق فردی در حالی که حفظ نابرابری سرمایه داری با حفاظت از بازار از رسوخ از “توده ها.”

گسترش وایت تجزیه و تحلیل به این لحظه (این کتاب با تمرکز بر سال های بین سال 1947 و 1987) در حالی که به فکر رابطه بین نئولیبرالیسم و حقوق بشر به عنوان بخشی از یک تاریخی اوضاع آن روشن می شود که بسیاری از, اگر نه بیشتر, حقوق بشر امروز عامل شکل گرفته است با این میراث. یکی از آن عبارات است که گروه های حقوق به ندرت نشان دهنده “توده ها” در هر رسمی یا غیر رسمی ظرفیت. در نظر دیده بان حقوق بشر که دیرینه, مدیر اجرایی, Kenneth Roth نظارت بودجه سالانه بیش از $75 میلیون و کارکنان تقریبا 400 نفر است. در چهار سال زمان راث را پیش افتادن از رابرت موگابه 30 سال تصدی در دفتر; در حالی که راث اختصاص داده است بسیاری از زندگی بزرگسالی خود را مبارزه اجتماعی اشتباهات او تا به حال هرگز برای رقابت در انتخابات به امن خود را ارسال. در واقع با توجه به ساختار شرکت و سازمان خود را تنها مربوط به حوزه های که به او پاسخگو هستند دیده بان حقوق بشر اعضای هیئت مدیره و خیرین — کسانی که بهره مندی از نئولیبرالی اقتصادی ترتیبات — به جای افرادی که حقوق سازمان های غیر دولتی دفاع و یا نیازی به گفتن نیست که “توده ها.” علاوه بر این, دیده بان حقوق بشر نیست استثنایی در حقوق جهانی و حتی سازمان های حقوق در سراسر جهان می گویند که آنها علاقه مند در آنچه “مردم می خواهند از” حاکمیت مردم در هر حس معنی دار در جایی که مردم می توانند کنترل تصمیم گیری است که تحت تاثیر قرار زندگی خود را بیشتر است که واقعا در دستور کار است.

بدون شک سازمان دیده بان حقوق بشر به نور بر روی برخی از وحشتناک ترین جنایات دولت انجام شده در سراسر جهان بیش از چند دهه گذشته. افشای نقض فاحش است که این کار آسان نیست و به خصوص مهم است تلاش در پست ما-حقیقت عصر. اما حقیقت گفتن در خود و برای خود است نه یک استراتژی سیاسی. حتی اگر افشای نقض است تصور به عنوان یک جزء از یک کل گسترده تر سیاسی بسیج حقایق است که سازمان های غیر دولتی مانند سازمان دیده بان حقوق بشر شده اند آشکار هستند blinkered. با توجه به این که آنها تفسیر حقوق بشر در بسیار باریک راه یکی این راستا کاملا منظمی با نئولیبرالی فکر استراتژی خود را در نتیجه نتواند به ارائه ابزار برای کسانی که سرمایه گذاری در معرفی عمیق و واقعا تحول اجتماعی را تغییر دهید.

از گرفتن اکثر غربی حقوق بشر شده بود هماهنگ به جنگ سرد سیاست و خودداری از دفاع از حقوق اقتصادی و اجتماعی دهه اختراع دلایل متعددی برای توجیه این موضع: از این ادعا که حق آموزش و پرورش و بهداشت و درمان نمی شد و حقوق اساسی بشر مانند آزادی بیان و آزادی از شکنجه به این ادعا که حقوق اقتصادی و اجتماعی فاقد یک تعریف دقیق نتیجه ارائه آنها را دشوار است به کمپین. از آن زمان نزدیک به یک دهه پس از سقوط دیوار برلین و در جریان مبارزات جهان سوم از فعالان برجسته حقوق بشر سازمان به اذعان کرد که حقوق اقتصادی و اجتماعی مانند حق به مراقبت های بهداشتی و آموزش و پرورش و تامین اجتماعی بودند و در واقع حقوق بشر, حقوق است که آنها باید اختصاص حداقل در برخی از منابع خود را برای مبارزه با. اما حتی امروز تقریبا 20 سال پس از ادغام در سازمان دیده بان حقوق بشر را در دستور کار منابع اختصاص داده شده به حفاظت از این حقوق نسبتا کوچک است و راه است که این سازمان در تلاش برای امن آنها را عمیقا تحریف توسط نئولیبرالی که سیاست و بازارهای در حال جدا کردن عرصه و حقوق بشر کار می کنند باید به جلوگیری از تداخل با ساختار سرمایه داری بازارهای رقابتی. خواسته یا سازمان هایی مانند سازمان دیده بان حقوق بشر را نه تنها تقویت نئولیبرالی تخیل اما تولید خاص یک زرادخانه از حقوق بشر که اشکال اجتماعی و مبارزات در راه است که تضعیف کسانی که با هدف پیشبرد تر و مساوات طلبانه سیاسی افق.

چند سال پیش راث سعی در توجیه سازمان دیده بان حقوق بشر رویکرد این ادعا که مسائل آن می پردازد تعیین شده توسط آن “روش” و “جوهر که روش […] است و نه توانایی بسیج مردم در خیابان ها برای شرکت در دادخواهی به مطبوعات به صورت گسترده ای در برنامه های ملی و یا به ارائه کمک های فنی. بلکه هسته اصلی ما روش این است که توانایی ما به منظور افشا و شرم آور است.” مشخصه از حقوق بشر کار در این است که کشف تبعیض در حالی که نابرابر ترتیب از محلی و بین المللی اقتصاد که منجر به تبعیض فراتر از سازمان اجراء. نه بر خلاف نئولیبرالی متفکران مورد بحث در وایت کتاب دیده بان حقوق بشر از محدودیت های آن فعالیت به صورت رسمی با برابری, اتخاذ یک فرم درخواست آن را نادیده می گیرد و در نهایت نفی ساختاری زمینه است که به طور موثر به رهبری اشکال جمعی مبارزه است.

بازگشت به Rony Brauman و ایجاد Liberté بدون مرز نسبت به پایان کتاب وایت بازگو چگونه در 2015 مصاحبه او را درک کارهای متفاوت تر از او در اواسط 1980s. “من خودم و گروه کوچک است که من به ارمغان آورد با هم به عنوان یک نوع از علائم ظهور نئولیبرالیسم […] ما تا به حال این اعتقاد است که ما یک نوع فکری پیشتاز اما هیچ” او خندید “ما فقط به دنبال افزایش تمایل.”

وایت نشان می دهد که این ارزیابی است که اگر هر چیزی بیش از حد متوسط: به جای اینکه نشانه ای از humanitarians که تاسیس Liberté بدون مرز به صراحت بسیج با زبان حقوق بشر به منظور مسابقه چشم انداز اساسی برابری که تعریف سوم Worldist پروژه. Brauman و سازمان خود را بهره مند از استعمار اقتصادی ترتیبات و او یادداشت

نمی شد ناتوان اصحاب افزایش neoliberals اما فعال و مشتاق و با نفوذ همکار مسافران است. خود را متمایز سهم بود به پایونیر مجزا نئولیبرالی در گفتمان حقوق بشر که برای یک بازار رقابتی سفارش همراه با لیبرال ساختار نهادی بود واقعا آخرین مدینه فاضله است.

مخرب میراث که وایت فصاحت توصیف نشان می دهد که همگرایی بین neoliberals و حقوق پزشکان است defanged حقوق بشر از هر گونه واقعا خونین بالقوه است. رسمی حقوق بدون توزیع مجدد ثروت و دموکراسی از قدرت اقتصادی به ما آموخته اند نه تنها از ادامه مبارزات پسااستعماری متحده بلکه از رشد نابرابری در شمال جهان به سادگی نمی تواند به عدالت است. بنابراین اگر اهداف تخیلی تخیل شامل توزيع عادلانه منابع و واقعی حاکمیت مردم ما به فوریت نیاز به یک واژگان جدید از مقاومت و روش های نوین مبارزه است.

 این بررسی در ابتدا به نظر می رسد در لس آنجلس نقد و بررسی کتاب.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de